پارت سه عشق تمام نشدنی:
پارت سه عشق تمام نشدنی:
رفتم طبقه بالا و پریدم توی یکی از اتاقاشون و درو بستم...یه چن دقیقه گذشت که رفتم بیرون و یه سر گوشی آب دادمو از پله ها رفتم پایین و وایییی تشنمهههه!یه لیوان برداشتم و در یخچال باز کردم اوه مااای گااااااد عجب یخچال پرپشتی!پارچ اب برداشتم و لیوانمو پر کردم...همونجوری اروم و با ارامش داشتم اب میخوردم که...زیییییییییییییییییینگ
ای دررررد ای مررررض ای درد بی درمووووون ای زهر خرررررربابا سکته کردممم لیوانو گذاشتم روی اوپن و همونجوری که دستم روی قلبم بود رفتم سمت آیفون...
من-بله؟
+شما؟؟؟
من-ببخشید که بدون اجازتون ایفون برداشتم
...
من-اهممممم
+باز کنید
دکمرو فشار دادم و رفتم لیوان ابمو برداشتم و توی دلم گفتم:خدا ازت نگذره...خیر سرم میخواستم با ارامش اب بخورم!
یه دختره چمدون به دست درو باز میکنه و میگه:
مامانم کجاست؟
من-ها؟؟؟
بابا بزار برسی...مامانت رو سر منه
من-نمیدونم
دختره-تو خدمتکار جدیدی؟به قیافت که نمیخوره
من-اهم...نه من...
خانم اوه-یوراااااااا...اومدییییی
یورا-وای خانم اوه♡
ادامه دارد..
نظرررررر
رفتم طبقه بالا و پریدم توی یکی از اتاقاشون و درو بستم...یه چن دقیقه گذشت که رفتم بیرون و یه سر گوشی آب دادمو از پله ها رفتم پایین و وایییی تشنمهههه!یه لیوان برداشتم و در یخچال باز کردم اوه مااای گااااااد عجب یخچال پرپشتی!پارچ اب برداشتم و لیوانمو پر کردم...همونجوری اروم و با ارامش داشتم اب میخوردم که...زیییییییییییییییییینگ
ای دررررد ای مررررض ای درد بی درمووووون ای زهر خرررررربابا سکته کردممم لیوانو گذاشتم روی اوپن و همونجوری که دستم روی قلبم بود رفتم سمت آیفون...
من-بله؟
+شما؟؟؟
من-ببخشید که بدون اجازتون ایفون برداشتم
...
من-اهممممم
+باز کنید
دکمرو فشار دادم و رفتم لیوان ابمو برداشتم و توی دلم گفتم:خدا ازت نگذره...خیر سرم میخواستم با ارامش اب بخورم!
یه دختره چمدون به دست درو باز میکنه و میگه:
مامانم کجاست؟
من-ها؟؟؟
بابا بزار برسی...مامانت رو سر منه
من-نمیدونم
دختره-تو خدمتکار جدیدی؟به قیافت که نمیخوره
من-اهم...نه من...
خانم اوه-یوراااااااا...اومدییییی
یورا-وای خانم اوه♡
ادامه دارد..
نظرررررر
- ۹.۳k
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط