{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و خاطرات ...

و خاطرات ...
نه مجالِ گریز می‌‌دهند
نه رخصتِ خلوتی
خاطرات روحِ تو را میدرند
در رخوتِ سردِ روز هایت
چنان بارانی ات می‌‌کنند
که برگ ریزان سهم تو میشود
خاطرات از تو و لحظه‌هایت عبور می‌‌کنند
میدوی
و می‌دوند
و نمیدانی کدامیک زنده تر است
دیدگاه ها (۰)

گاهی فقط بیخیال باش ...وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی ...

از قشنگ ترین متنایی که خوندمنامه ی علی شریعتی به عشقش بود:«ع...

[از ماجرای عشقترو سفید بیرون آمدندموهایم!]🌵

آبرو می‌رود ای ابرِ خطاپوش ببار! که به دیوانِ عمل، نامه سیاه...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

تصویر لحظه آخر زندگی، فعالیت شدید مغزی. چه معنایی دارد؟پژوهش...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط