{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیررر

امیررر:
قلب من مسکن غمهاست نمیدانے تو
چشمهایم خود دریاست نمیدانے تو

بار غربت بہ خدا سنگین است
زندگے قصہ و رویاست نمیدانے تو

جاده ها کور سفر یعنے چہ ؟
آدمے بے کس تنهاست نمیدانے تو

حلقہ بر دست نشستم کہ مگر مرگ آید
دیدن مرگ چہ زیباست نمیدانے تو

لحظہ ها میگذرد حرف بزن میدانم
شعر هم زاده غمهاست نمیدانے تو...
دیدگاه ها (۶)

امیررر:مـــخــاطب خـــاص منخــاص بودن خـــاصــیت توســـت!تـو...

امیررر:ســرت رابر بــازوانم بڪَذارتنـت را هم در ڪنار دلـممیا...

امیررر:بگذار در این همهمه آرام بمانمبا گوشه ی چشم تو در این ...

امیررر:ﺁﻣﺪﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺸﺴﺘﯽ...ﺑﻪ ﮔﻠﯿﻢ ﺩﻝ ﻣﻦﺟﺮﻡ ﻣﻦ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط