{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه ای یقین گم شده

آه ای یقینِ گم شده ،
ای ماهی یِ گریز
در برکه هایِ آینه لغزیده، تو به تو !
من آب گیرِ صافی ام ،
اینک ! به سِحرِ عشق ؛
از برکه هایِ آینه راهی
به من بجو ...
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۰)

آی اوسا کریم نظر به ما کن .همه جا تاریکه چراغ و روشن کن .میخ...

چشم تو باده ترین جام حلالیستکه هستدر مقامی که همان حال محالی...

بسکه لبریزم از تو می‌خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای ...

ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم در نگاه شرم آگین گلی گمنامو ...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

رمان مثلث عشقی

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس چشماشو بست و روی تخت نشست _یعنی! اگه سنم بالـا ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط