{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جاذبه را تو برداشتی

جاذبه را تو برداشتی
تا من بتوانم
چند تکه از ابری را
در لیوان نوشابه ام بیاندازم

حالا که آمده ای
میشود بیخیال انگورها
لیوان را به تلفن نزدیک کرد
و از صدای تو
شراب گرفت

میشود بیخیال سیگارها
به بازدم تو پک زد

حالا که آمده ای
خدا دوباره
پشت میز تدوین این فیلم نشسته
دارد سکانس پایان را
عوض میکند




#علیرضا_قاسمیان_خمسه
دیدگاه ها (۹)

بانوی هر شب همه‌‌ی شعرهای مـــناین شب ‌به‌ خیرهای‌ کلافه برا...

همیشه یک نفر را داشته باشید که وقتی از زمین و زمان شاکی شدید...

بی تو من شبانه با که با که گفتگو کنم ؟ ای حریفِ صحبتِ شبانه‌...

چه خوشست راز گفتنبـه حریف نکته سنجیکــه سخن نگفته باشیبــه س...

عصر کمرنگی می‌تازد ، با باد وحشی شبانه ای که از حالا شروع شد...

فیک

« مافیای عاشق »« پارت اول » جئون صبح با آلارم ساعت بیدار شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط