{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنسسکوچولویمافیا

#پرنسس_کوچولوی_مافیا
#پارت_۲



ویو ی ات
امروز هم مثل همیشه کارم توی bار تموم شد و با میا به سمت خونه راه افتادیم.
توی راه چند تا پسر اومدن نزدیکمون فکر کنم mست بودن.
*هی خوشگلا برسونمتون
+هری توله فکر کردی مثل خوا\ه\ر مادرتیم؟
*عه hرزه کوچولو ببند دیگه
*تو به چه جرعتی به من گفتی hرزه(با داد زد تو گوشش)
اون مرده پیاده شد و نزدیکشون رفت که ات و میا هی عقب تر میرفتن.
ویو ی جونگ کوک
داشتم از bاند برمیگشتم که دیدم یه مرد داره دوتا دخ\تر رو اذیت میکنه اول توجه نکردم ولی بعد که دقت کردم دیدم همون دخ\تره که توی bار بود،بود.
به بادیگاردم گفتم بره بیاردتشون
ویوی ات
اون مرده هی نزدیک تر میشد که ما هی عقب تر میرفتم که یه هو مرده افتاد روی زمین تا سرم و اوردم بالا ببینم کی بود یه دستمال دور دهنم قرار گرفت و خاموشی.
ویوی جونگ کوک
دخ\ترا رو اورد توی ماشین و راه افتادیم.
ویوی ات
با یه سر درد بدی بیدار شدم نمیدونم کجا بودم توی یه اتاق قشنگ با تم مشکی بودم .
داشتم اتاق رو میدیدم که یکی در زد.
گفتم بفرمایید
یه زن مسن اومد که گفت:πسلام دخترم ارباب ازت خواستن برید توی اتاقشون.
+ببخشید من کجام ارباب کیه؟
~دخترم میتونی منو اجوما صدا کنی حالا هم برو اتاق ارباب تا بفهمی.
ویوی ات
دیگه چیزی نگفتم که دنبالش راه افتادم اتاقش رو نشونم داد در زدم و رفتم تو.
دیدیم میا هم اونجا هست.
بعد سریع گفتم:ببخشید ما الان دقیقا کجاییم؟
-اجازه ندادم حرف بزنی
اینجا الان شما دوتا ب\رد\ه های منین
+چچررااا
-دیشب من نجاتتون دادم الان هم مال منین برید پیش اجوما تا قوانین رو بهتون بگه
+نمیخوام
-خفه شو هر کاری من میگم باید بکنین(عربده نه ها ععررررببببددددهههههه)
...................
توی خماری بمون تا پارت بعدی👰‍♀️🎀💋👋🏾
دیدگاه ها (۱)

#پرنسس_کوچولوی_مافیا#پارت_۱ویو ی اتامروز مثل همیشه بلند شدم ...

اسم فیک:پرنسس کوچولوی مافیاژانر:کمی غمگین،مافیایی،عاشقنهکاپل...

پارت ۱۸ویو شب ویو کوک رفتم حموم چند مین بعد اومدم بیرون موها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط