{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارتدوم

پارت(دوم)

(سنگ ماه )

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
آرام به سمت میز رفت و گردنبند رو برداشت و بهش خیره شد مگه این چی بود که توی کابوس هاش اون مرد برای این قصد جون اونو داشت این سوال ذهن اونو درگیر کرده بود ،،روزی که به این خونه اومده بودن مامان بزرگش قبل مرگش اینو به میرا داده بود پشت اون گردنبند یه چیزی نوشته شده بود اما میرا معنی شو نمی دونست اروم اونو به چشماش نزدیک کرد تا بهتر ببینه نوشته شده بود «««E,R,A»»»
اما چه معنی داشت اصلا معلوم نبود شاید یه نماد از یه جمله بود به زبان انگلیسی نوشته شده بود اما معنی اش توی هیج لغت نامه ای نبود

:ااااااااااا یعنی چی نمی فهمم این چیه مگه که اون مرتیکه هیولا منو بابتش به چوخ میده ای بابا
الان وقت خوابه فردا ام کههه کلی بدبختی دارم اروم میرا به سمت تخت اش رفت و روی اون دراز کشید،،،،،
دقیقاً نمی دونم چه زمانی خوابم برده بود،،،،
با صدای زنگ ساعت چشمامو باز کردم ،،،
:اه خفه شووو دیگه اشغال و یه مشت به ساعت زدم تا خاموش شه هنوز مدتی نگذشته بود که،،،
صدای مامانم از بیرون منو به خودم اورد،،
:هیییی دخترررر پاشو مدرسه ات دیرررر شد الان اتوبوس میره مجبور میشی پیاده برییی هاااااا.
،،،،،،،
دیدگاه ها (۹)

پارت (اول) (سنگ ماه )سالهاست که کابوس های شبانه مهیبی گریبان...

‹ هرچند عیان است ولی وقتِ بیان استعشقِ تو گران‌قدرترین...

عشق مثلثی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط