{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلاخره من به پایان سفر خود رسیده ام.من مقصرم و این ویرانه

بلاخره من به پایان سفر خود رسیده ام.من مقصرم و این ویرانه که خاطر مرا پر از شگون های حزن انگیز ملالت بار میکند،از این به بعد خانه من خواهد بود!


#خاطرلت-خانه-اموات

ـ خفقانی دست های خود را بر گلوی من میفشارد .
دیدگاه ها (۰)

از ان دخمه کوچک درون مغزم بیرون می‌آیم و وارد دنیای بزرگ تری...

اکنون به نظر می‌رسد که صبور تر شده ام،اما چراغی در وجودم خام...

الیوشا:«عجب؟تو به خدا اعتقاد نداری؟»کولیا:«اگر خدا نباشه بای...

پارت ۹ – حقیقتزمان: ساعت ۹:۴۰ شبمکان: خانه‌ی تهیونگباران دوب...

پارت ششم باران همچنان پشت پنجره می‌بارید.آرا با انگشت روی صف...

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط