{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرخوانده:)

پدرخوانده:)
پارت ³⁴
۲ ماه بعد ...
با نوری که به چشمم میخورد از خواب پاشدم که دیدم کوک با کیوتی مطلقققق خوابیده ‌‌...
اروم موهاشو نوازش کردم که بیدار شد؛
_ فرشته کوچولوم چیکار میکنی؟‌
+ هیچییی میخوام فقط برم حمومم
_ خیررر فرشته اول من میرممم خانومم
+ خیررر
_ بعلههه
+ خیررر
_ بعلهه
+ اصن من سریع میرمم
ات سریع رفت توی حموم و در رو قفل کرد ..
+ دیدیی مسترر
_ اییی بابااا بعدا میاماا
+ بله بله
_ ( خنده )
کوک ویو
برگشتم تو اتاق مشترکمون دلم برای خونه‌ی قبلیم تنگ شده ... اخه بعد از شروع کردن رابطه‌مون خواستم خونه رو عوض کنم چون اونجا ات احساس راحتی نمیکرد و الان توی یک خونه‌ی معمولیم با اینکه توی کشور ما مردم خونه‌هاشون اکثرا ۷۰ متر تا ۸۰ متره یان خونه حدود ۲۵۰ متره و نسبت به خونه های دیگه خیلی بزرگ تره ... اینجا حتی دیگه نمیخوام خدمتکار بگیرم فقط ۲ تا خدمتکار هستن برای شستن لباس ها و تمیز کردن خونه نمیخوام کسی اشپزی کنه چون دلم میخواد هر چی که دلمون بخواد درست کنیم؛
_ بیب ( داد )
+ بلهه ( داد )
_ هنوز تو حمومییی؟ (داد )
+ آرهه ( داد )
_ بیا بیروون دیگهه ( داد )
+ باشه میاامم ( داد )
ات ویو
بعد از ۴۰ مین از حموم اومدم بیرون موهام رو خشک کردم و لباس راحتی پوشیدم ( عکسو میزارم ) ...
+ اومدمم چیشد!؟
_ امم خب فردا میخوایم بریم سفرر ...
+ سفرر ؟؟ اخجوونن




گیلیلیلیلی پایان یافت:)
اشتباه اونو فرستادم این درسته ‌..
دیدگاه ها (۴)

پدرخوانده:)پارت ³⁵ از حموم بیرون اومدم موهام رو خشک کردم یه ...

پدرخوانده:)پارت ³⁶ هنوز شرط ها نرسیده ولی میخوام این فیک رو ...

خب خب ..گایز ۲ پارت جدید رو دوست داشتین؟سعی میکنم انشب و فرد...

پدرخوانده:)پارت ³³بابا هم امرزو نمیره شرکت و خونه‌س بهش بگم ...

p.2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط