آغوش ِ باران خورده ام٬
آغوش ِ باران خورده ام٬
پُر از تمنای توست!
هق هق ِ پنجره ام بند نمی آید
مُدام٬
با سُرودی که طعم ِ شبنم میدهد٬
تن ِ تنهایی اش را میشوید!
نمیبندم این پنجره را اما هرگز٬
گر چه جز باد ِ باران زای ِ سرد
کسی گونه ام را نمی بوسد!
فریب ِ سختی ِ شانه هایت را مخور!
محکمترینها هم شبی٬
بی تکیه گاه ٬ خم میشوند!
نمیبندم این پنجره را٬
شاید دلت
یک روز بارانی بجوید سر پناهی!
پُر از تمنای توست!
هق هق ِ پنجره ام بند نمی آید
مُدام٬
با سُرودی که طعم ِ شبنم میدهد٬
تن ِ تنهایی اش را میشوید!
نمیبندم این پنجره را اما هرگز٬
گر چه جز باد ِ باران زای ِ سرد
کسی گونه ام را نمی بوسد!
فریب ِ سختی ِ شانه هایت را مخور!
محکمترینها هم شبی٬
بی تکیه گاه ٬ خم میشوند!
نمیبندم این پنجره را٬
شاید دلت
یک روز بارانی بجوید سر پناهی!
- ۸۱۹
- ۲۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط