{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بنوشم که بجوشد ز تنم آنچه تو خواهی ؟

چه بنوشم که بجوشد ز تنم آنچه تو خواهی ؟

چه برقصم که بگیرم ز تو تقدیس نگاهی ؟

چه بخواهی تو که باشم ؟ چه بگویم که نباشی ؟

تو سپیدار خدایان و منم باغ سیاهی

غم رفتن نرسیدن شده ، بی حوصله جاده

به حضور بینهایت تو بگو نشان ز راهی

من و شیوۀ گدایی ، من و رسم بینوایی

بده آنچه را ندارم ، به کرامتت الهی

احمد پروین
دیدگاه ها (۳)

کی اَم من ؟ غریبی ، جگر خواره ای ز ملک وجود خود آواره ای س...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کـ...

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نم...

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است شعر هم بی تو به بغضی ابد...

۶امتحان ولایت زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست؟دهد گواه د...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط