{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کی اَم من ؟ غریبی ، جگر خواره ای

کی اَم من ؟ غریبی ، جگر خواره ای

ز ملک وجود خود آواره ای

سری همچو چشم بُتان پر خمار

دلی چون درون اسیران فکار

گرفتار شوخی که : هر جا دلی ست

از آن شوخ ، در ورطه ای مشکلی ست

حریفی که هر گوشه صد مِی پرست

ز چشم و لبش گشته مخمور و مست

نهالی که رویَد ز بوم و برش

بجز مرگ عاشق نباشد برش

به وصف لبش گر سخن سر کنم

جهان را پر از لعل و شکّر کنم

همه شب به یاد لب آن صنم

لب خود دهم بوسه تا صبحدم

شد از حسرت آن لب چون شراب

سرا پایم از آتش دل کباب
دیدگاه ها (۱)

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کـ...

من مرثیه ام ، شور به پا کن ، غزلم کن با تلخ ترین بوسۀ دنیا ...

چه بنوشم که بجوشد ز تنم آنچه تو خواهی ؟ چه برقصم که بگیرم ز...

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نم...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

Covenant of Blood and Silk

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

🧁 پارت بیستم | نقشه‌ای برای یک سورپرایزسه ماه از روزی که لیا...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹⁰صبح آرام‌تر از همیشه آغاز شد، ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط