{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شاهدخت و چهار خواننده

یک شاهدخت و چهار خواننده

📌 پارت اول 📌


داشتم می‌دویدم و فرار میکردم که با اون پسر آشنا شدم تا به خودم اومدم دیدم داخل چارچوب در توی بغل اون بودم یهو در باز شد و لباش روی لبام قرار گرفت.

یک ماه قبل
من هانا هستم ۲۰ سالمه
توی نیویورک به دنیا آمد ولی پدر و مادرم اهل کره جنوبی هستند من با پدر بزرگم زندگی می کنم،وقتی ۵سالم بود مادر و پدرم رو توی آتش سوزی از دست دادم پدر بزرگم خیلی دوست داشتنی بود تا اینکه ۲ سال پیش دوست پسرم بهم خیانت کرد ما باهم قرار می‌ذاشتیم من اون رو دوست داشتم اما تا حالا من رو نبوسیده بود چون میدونست همیشه بادیگارد ها دارن نگاهمون میکنن .
توی دانشگاه آشنا شدیم اون از خانواده ارشد و پولدار توی چین بود که اومده بود آمریکا مدیریت میخوند منم برای اینکه آینده خوبی برای شرکت خودمون داشته باشم مدیریت میخوندم .
دیدگاه ها (۸)

یک شاهدخت و چهار خواننده📌 پارت دوم 📌بعد از اون ماجرا من افسر...

خودم رو به فرودگاه رسوندم کارت پرواز رو گرفتم و خدا خدا می ...

این ماجرای خود خودمه😁

دو دوست ، دوست داشتنی😍

اوسی جدید*ارت*اوسی*شیطان*شیطان کشاوسی جدید کشیدمم یوهووویه ش...

یه رمان جدید

سلام گوگولیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط