مغرور فداکار

< مغرور فداکار >
(پارت ۶,,فصل ۲)

ویو تهیونگ**

پیداشون کردم دیگ وقتش بود...

با اقای جئون هماهنگ کردم واسه اماده شدن...

باید هرچه زودتر حمله کنیم...

یهو ی ناشناس بهم زنگ زد...

ناشناس : چطوری ته... افرادو هماهنگ کن بیاین اینجا منتظرم

*صدات...!!!... تو از کجا میدونی کی هستی؟

ناشناس : فقط راس ساعت ۸ شب اونجا باشین من جینو میکشم تو اماده باش واسه حمله ب باندشون...

*تو کی هستی چرا باید اعتماد کنم

ناشناس : سنگ و درخت دروغ نمیگن... این جمله باعث میشه اعتماد کنی منتظرم خدافس..

قطع شد.....

اوون جمله.... اممممکان نداره... (شک و لکنت)

ویو ها ایل**

صبر کن ببینم تو....

زبونم بند اومده بود

ماسکشو دراورد

(+سلام بانوی من...

-کو....... ک(لکنت و بغض)

(+الا وقت گریه نیست باید فرار کنیم.

- تو تو چطور

بغلم کرد...

(+وقت سوال پرسیدن هم نیست

-هیچوقت نگفته بودی بهم

(+چی رو

- بانوی من رو

(+اخرین باری ک دیدمت...

ولش کن بیا بریم بعدا بهت همه چی رو میگم...

باید از اینجا بریم بیرون...

ته با افرادش زود میان...

-.... (گریه اروم)

(+چیشده..... داری گریه میکنی؟؟؟؟

الا وقتش نیست.... بعدا

ها ایل حرفشو قطع میکنه

- چطور میگی بعدا ها؟؟

(+ببخشید.....

یهو...

#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۶)

# سناریو🍒درخواستی 🍒وقتی به عنوان برادر بزرگترت نصف شب میبینن...

< مغرور فداکار >(پارت ۷ ,, فصل ۲) یهو دیدم کوک داره گریه میک...

ᥫ᭡نمیدونم ولی قفلی زدم #سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی...

کی میتونه اینو بکشه؟؟؟؟اگ دوست داشتین بکشین برام بفرستین بزا...

پسر کوچولوی من پارت : ۸ویو ته : بردنش تو ی اتاق رفتم داخل کن...

ازدواج اجباری P:5ویو دریازنگ زدم به لیا بعد سه بوق جواب داد،...

اینم پارت چهارده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط