{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺩستهاﯼ ﮐﻮﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ماشین ﺣﺎﺟﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ

ﺩستهاﯼ ﮐﻮﭼﮑﺶ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ماشین ﺣﺎﺟﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ

ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : ﺁﻗﺎ... ﺁﻗﺎ "ﺩﻋﺎ " میخری؟

ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺗﺴﺒﯿﺢ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺭﺷﺘﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺁﻗﺎ "ﺩﻋﺎ " میکند.
دیدگاه ها (۲)

می‌بینی چه شب ساڪتی ست ؟انگار هیچ‌ڪسی در دنیا نیست ...یا شای...

زن که باشی مهریه ات آب هم که باشد،قاضی جیره بندی اش می کند.....

"میگڹ" "دورے" "فراموشے" "میاره" "ولے" "دورے" ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط