وقتی گریبان عدم

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را
در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
دیدگاه ها (۱)

من عاشق چشمت شدم

یک آن شد این عاشق شدندنیا همان یک لحظه بودآن دم که چشمانت مر...

شهرزاد : یادت نره، بین من و تو اون که سر قولش واینساد تو بود...

شهرزاد : اگه دوسش دارین حفظش کنین با چنگ و دندون. چون زمان ک...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

رمان زخـم عشق تو پـارت چهارم🌷✨︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط