«سوالی که مدام در لحظهی آخر، همچون سیاهچالهای تاریک، مر
«سوالی که مدام در لحظهی آخر، همچون سیاهچالهای تاریک، مرگِ جیمین را در ذهنش غرق میکرد…»
آیا میتوان از خاکستریِ گذشته، رنگی برای آینده تراشید؟ یا هر آنچه از عشق میماند، تنها لکهای از خون بر سپیدیِ فراموشی است؟
در شهری که سایهها بلندتر از حقیقت و عدالت هستند، پارک جیمین در میانهی دو راه ایستاده است؛ میانِ خاطراتی که خود به خاک سپرده و انتقامی که از دوستانِ کودکیاش طلب میکند. او قاتلی است که شاید خودش هم نمیداند برای چه میکشد.
در سوی دیگر، کارآگاه کیم تهیونگ در تعقیبِ روحی میگردد که انگار از روزهای کودکیشان گم شده است. و در میانهی این تاریکی، جئون جونگکوک، روانپزشکی که رازهای تاریک را در چمدانِ خود پنهان کرده، تنها کسی است که میداند… آیا حقیقت، نجاتبخش است یا ویرانگر؟
ژانر: جنایی | روانشناختی | مافیایی | تراژدی
آیا میتوان از خاکستریِ گذشته، رنگی برای آینده تراشید؟ یا هر آنچه از عشق میماند، تنها لکهای از خون بر سپیدیِ فراموشی است؟
در شهری که سایهها بلندتر از حقیقت و عدالت هستند، پارک جیمین در میانهی دو راه ایستاده است؛ میانِ خاطراتی که خود به خاک سپرده و انتقامی که از دوستانِ کودکیاش طلب میکند. او قاتلی است که شاید خودش هم نمیداند برای چه میکشد.
در سوی دیگر، کارآگاه کیم تهیونگ در تعقیبِ روحی میگردد که انگار از روزهای کودکیشان گم شده است. و در میانهی این تاریکی، جئون جونگکوک، روانپزشکی که رازهای تاریک را در چمدانِ خود پنهان کرده، تنها کسی است که میداند… آیا حقیقت، نجاتبخش است یا ویرانگر؟
ژانر: جنایی | روانشناختی | مافیایی | تراژدی
- ۵۴
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط