{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای قدرتمند من فصل دوم پات27

مافیای قدرتمند من فصل دوم پات27






( ادمین. چند لحظه پیش همه چیز به نفعه سوجونگ و افرادش بود اما حالا به لطف نقشه ا/ت و سوریا وضعیت برعکس شد و حالا این افراد تهیونگ بودن که عده زیادی رو کشتن و عوض اینکه تهیونگ جلو پای سوجونگ جون بده این سوجونگ بود که با چاقویی توی قلبش و خون زیادی که ازش رفته بود چشماشو برای همیشه از این دنیا بست.......

جونگ کوک . کارتون درست و به موقعه بود
تهیونگ . افرین کارتون لایق پاداشه چیزی هست که بخوایین؟
ا/ت. امم ارباب یادتونه من چون میخاستم به کره جنوبی بیام عضو باند مافیایی تون شدم
تهیونگ. خوب.....
ا/ت. میخام اگه امکانش هست اجازه بدین که چند روزی به سئول برم و کار ناتموم رو تموم کنم و ون اموال رو به صاحب اصلیش برگردونم
تهیونگ. امممم..... باشه ولی فقط 3 روز وقت داری
ا/ت. بله ازتون ممنونم (تعظیم کوتاه
تهیونگ. تو چی میخای؟ ( روبه سوریا
سوریا. منم میخام با ا/ت برم تا کمکش کنم مطمنم بهم نیاز پیدا میکنه
ا/ت. وو نه من خودم باید کارمو انجام بدم ازت ممنونم
سوریا. نه تو دوستمی یادت رفته چه قولی بهم دادی؟ منم هم باهات میام تا کمکت کنم
ا/ت. ازت ممنونم سوریا (لبخند
تهیونگ. خیل خوب میتونین برین و 3 روز دیگه همینجا برگردین
ا/ت و سوریا. بله ( تعظیم کردن و رفتن
جونگ کوک. وووو چیشدد؟مستر تهیونگ چه دست و دل باز شده؟
تهیونگ. فعلا که اگه همین دوتا بچه نبودن الان به جای این تنه لش منو تو مرده بودیم
جونگ کوک. بحث عوض میکنی ؟ ( پوزخند
تهیونگ. تو فکر کن بحث عوض میکنم
جونگ کوک. من از یکیشون خوشم ومده میخام بهش درخواست بدم
تهیونگ. کدوم؟
جونگ کوک. ( برای اینکه لج تهیونگ رو در بیاره نشونه های ا/ت رو داد
تهیونگ. خوبه ( یه جوری به جونگ کوک نگاه کرد
جونگ کوک. خوبب حالااا نخوری منو با ون چشات شوخی کردم بابا (خنده
تهیونگ. (خندید

ویو ا /ت و سوریا

( ادمین. بچه ها بعد از 2 ساعت رسیدن جلوی در خونه ا/ت و حالا باید دید که ائت چجوری با کسی که پدرش رو کشته و اموال مادرش رو بالا کشیده چیکار میکنه.....

سوریا. ووو اینجا خونتونه؟
ا/ت. اهومم همینحاس ( نفس عمیق کشید و در زد
میا. بله؟
ا/ت. یونا منم ا/ت در رو باز کن
میا تویییی بیا بالا زود باشش ( در رو باز کرد
سوریا. این می بود؟
ا/ت. خواهر ناتنیم میا از بچگی باهم بزرگ شدیم و عین خواهر های واقعی بودیم چه شبا که به خاطر لیسان من غذا نمی‌خوردم و میا قایمکی برام می‌آورد تو اتاقم
سوریا. اهومم.......





ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۰)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط