{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 28

مافیا قدرتمند من فصل دوم پارت 28






ا/ت. ( همین که در رو باز کرد میا پرید بغلش
میا. ا/ت چرا بی‌خبر رفتییی؟ چرا تنهام گذاشتیی؟ میدونی چقدر باهات تماس گرفتم و جواب ندادی؟ ( و همین طوری تو بغل ا/ت غر میزد
ا/ت. ببخشید میا ولی خودمم نمیخاستم اینطوری بشه
میا. ( از بغل ا/ت ومد بیرون) وو سلام (رو به سوریا
سوریا. سلام
میا. معرفی نمیکنی؟ ( روبه ا/ت
ا/ت. ایشون بهترین دوستم سوریا هست
میا. خوشحالم از اشناییت سوریا من میا خواهر ا/تم
سوریا. بله میدونم
میا. خیلیم عالیی
ا/ت. میخای همینجا سرپا نگهمون داری؟ (خنده
میا. ووو ببخشید بیاین داخل (خنده
( بچه ها رفتن داخل و نشستن میا یکم براشون قهوه درست کرد و برد)
میا. بفرمایین
ا/ت. سوریا. ممنونم
ا/ت. لیسان نیست ؟
میا. نه رفته شرکت
ا/ت. هومم
میا. مامان گفت تو بدون خدافظی با من رفتی خارج از کشور تا دانشگاهت رو ونجا ادامه بدی چرا بهم نگفتی؟
ا/ت. من خارج از کشور بودم میا ولی نه برای تحصیل
میا. پس برای چی ؟
ا/ت. لیسان ون شب با چند تا از ادماش منو دزدیدن و به مرز کره شمالی بردن و میخاستن منو بفروشن داستان اینکه چطور الان اینجام خیلی طولانی و پیچیده اس
میا. امکان نداره
ا/ت. چرا داره مادرت این کار رو باهام کرد به لباس های تتم نگاه کن من الان یه ادم عادی نیستم میا به خاطر کارای که مادرت کرد من مجبور شدم کارایی بکنم که دلم نمیخاست
میا. لباست.... مثله......... مثله مافیا هاس (اروم
ا/ت. درسته من مجبور شدم عضو یه باند مافیایی بشم
میا. ولی آخه جرا مادرم بايد این کار رو باهات بکنه؟
ا/ت. یادته ون روز که یه نامه پیدا کردیم از تو حیاط؟
میا. اهوم
ا/ت. ون نامه از طرف مادرم بود ون همه چیز رو بهم توی نامه گفت من اولش باور نکردم تا اینکه عکس ها رو دیدم
میا. کدوم عکسا؟
ا/ت بیا بریم اتاقم تا نشونت بدم
( همه رفتن اتاق ا/ت و ا/ت عکس ها و نامه رو از پشت تابلوی بالای تختش اورد بیرون و به میا داد....
ا/ت. این عکسا و این نامه
میا. هم عکس ها رو دید و هم نامه رو خوند
میا. من....... من نمیدونم چی بگم... ( شوکه
ا/ت. حق داری شوکه شی تقصیر تو نبود همین که ون سال ها رو تحمل کردم فقط به خاطر تو بود میا
( لیسان برگشت خونه)
لیسان. میاااا کجای دخترم؟
میا. مامانم ومده چیکار کنیم؟
ا/ت. بریم استقبالش ( پوزخند
( همه گی ومدن پایین)
ا/ت. مشتاق دیدار
لیسان. ( همین که صدای ا/ت رو شنید شوکه به سمتش برگشت و با ناباوری نگاش کرد
ا/ت. چیه تعجب کردی که چرا الان به جای عمارت یه عرب اینجام ؟ (پوزخند.....




ادامه دارد......
دیدگاه ها (۵)

Forest VampirePart 30( ا/ت پشت جونگ کوک ایستاد)ته یان. شماها...

Forest VampirePart 31چند مین بعد( ادمین. جونگ کوک با یه ظرف ...

مافیای قدرتمند من فصل دوم پات27( ادمین. چند لحظه پیش همه چیز...

Forest VampirePart 29جونگ کوک. اینا چیه چه خوشگلنا/ت. اینا س...

Part7

میخوام ترکیبی بزنم از خواهر سانزو با شیپ ران شاید چند پارتی ...

Love in the dark②①ا/ت: نکنه حرفامون رو شنیدلولی: نه فکر نکنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط