{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست

باز هم قصه ی، من قصه ی کم حوصله هاست
دردل می کنم این بار که وقت گله هاست

جاده ها نیز مرا از نفس انداخته اند
پای من خسته ی پیمودن این فاصله هاست

این طرف تاول پاهای زمین گیر من است
آن طرف خط غبار گذر قافله هاست

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
گریه هم پاسخ تلخی به همین مسئله هاست

تا فراموش شدن مانده ام و می مانم
مرگ پایان من و قصه کم حوصله هاست
دیدگاه ها (۳)

‌ آن قدر چشم به راهت ماندم تا که مرا خواب گرفتآرزوهای بلندی ...

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من ...

آرامه جان به ڪما رفتهڪجـــــــــــایــــــی ؟دادمـــــ ز ڪــ...

به خاطر حرف مردمزندگیت را خراب نکن....این مردم اگر پیامبر هم...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

ما در تقویم، جوانی را از سر گذراندیم، اما در حقیقت، هرگز آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط