{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از مدت ها دیدمش

بعد از مدت ها دیدمش!!
دستامو گرفت و گفت:چقدر دستات تغییر کردن....
خودمو کنترل کردم و فقط لبخند زدم...
تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:بی معرفت دستای من تغییر نکرده...دستات ب دستای اون عادت کرده..
دیدگاه ها (۱)

دُنـیـایِ مـَجـازی شـلـوغتـریـن سـرزمـیـن تـنـهایی استَ . ....

ساعت زندگیت را به افق آدمهای ((ارزان قیمت کوک نکن))((یا خواب...

عاقبت به این نتیجه میرسیم که حضورِ بعضی‌ انسانها در زندگی ما...

داغی که پشت باورم گذاشت،آنقدر جهنم بود که...که هفت پشت، پیش ...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁶مادر کاترینا : کیههههههههه ؟ ... ابرومون رف....

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟏𝟎«چون دو پارت قبل تغییر کرده اول اونارو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط