رمان جدید

رمان جدید
انــــتقام
*پارت 1*
مونا: دختری با موهای فرفری با پوست گندمی چشای سبز
شوگا: مافیا😂

مونا: اه مامان بس کن دیگه خسته نشدی این همه توی زندگی منو داداشم دخالت میکنی....

مامان: چه دخالتی دختر خوبتو میخوام میخواهی بری با اون پسر ** که هیچ شناختی ازش نداریم یا داداشت که میخواد بره با اون دختر بیچاره ام بدبخت کنه؟

مونا: اههههه مامان بست کن من بزرگ شدم دیگه حق انتخاب دارم.

مامان: به درک برو هر گورستونی که میخواهی بری.

منم رفتم تو اتاق در محکم بستم ارایش کردم لباس پوشیدم زنگ زدم جیمین بیاد سراغم

رفتم با جیمن حرف زدم بعد برگشتم خونه
(بابای مونا مافیاست)
در اتاقو بستم همینطوری بدون اینکه لباسم رو دربیارم مستقیم پریدم رو تخت که یهو..........

پارت بعد رو بزارم؟
🫶🏻🪻
دیدگاه ها (۰)

پروف جدید گم نکنید

بفرست برا بیشعوری که میشناسی😂😂😂😂

پیوند جادو ۱: P14 (پایانی)

" بازگشت بی نام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط