آخرین نگاهش از پنجره هواپیما به شهرش بود و بعد چشماشو بست
آخرین نگاهش از پنجره هواپیما به شهرش بود و بعد چشماشو بست،تو سرش به آیندهای فکر میکرد که براش نقشه میکشید اما هیچوقت نیومد...
همیشه از فرار کردن بیزار بود، ولی الآن خودش جای تمام کسایی بود ک نتونستن و رفتن!
خودشو نمیبخشید، نه برای اینکه واینساد و همه چیو گزاشت و رفت
اون خودشو نمیخشید چون تمام جوونیشو اونجا موند و شکست...
#پنجشنبه_۲۴_خرداد_۱۳۹۷
#۱۲_۰۷`
همیشه از فرار کردن بیزار بود، ولی الآن خودش جای تمام کسایی بود ک نتونستن و رفتن!
خودشو نمیبخشید، نه برای اینکه واینساد و همه چیو گزاشت و رفت
اون خودشو نمیخشید چون تمام جوونیشو اونجا موند و شکست...
#پنجشنبه_۲۴_خرداد_۱۳۹۷
#۱۲_۰۷`
- ۴۸۹
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط