آخرین نگاهش از پنجره هواپیما به شهرش بود و بعد چشماشو بست

آخرین نگاهش از پنجره هواپیما به شهرش بود و بعد چشماشو بست،تو سرش به آینده‌ای فکر میکرد که براش نقشه میکشید اما هیچوقت نیومد...
همیشه از فرار کردن بیزار بود، ولی الآن خودش جای تمام کسایی بود ک نتونستن و رفتن!
خودشو نمیبخشید، نه برای اینکه واینساد و همه چیو گزاشت و رفت
اون خودشو نمیخشید چون تمام جوونیشو اونجا موند و شکست...

#پنجشنبه_۲۴_خرداد_۱۳۹۷
#۱۲_۰۷`
دیدگاه ها (۹)

از این تنهایی هزارساله خسته‌‌اماز این که صدای تو را بشنوم، خ...

#پست_ویژه_تولد😍 ❤ 😍 هر سال هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاو...

آغوش تو هم‌چونموسیقی بی کلام است روی هر نت آن می‌توانتا قیام...

باش و چنان بمان کنارم تا به همه‌ی دنیا ثابت کنم#تو همان ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط