دلم باران مےخواهد..!
دلم باران مےخواهد..!
آنقدر شدید کہ قدم بزنم و اَشک بریزم..!
بدون آنکہ کسے دلیلِ چشمِ ترَم را بپرسه..!
راحت گریه کنم ..!
دلم بارانے مےخواهد طولانے تا بتوانم تمام دلتنگیم را زیرش شستشو دهم..!
دلم باران مےخواهد که
تنم را خیس کند تا داغتْ را تسکین دهد..!
مستے باران را مےخواهم با صدایے دلنواز...
تا شاید یه امشب صدایت را فراموش کنم..!
دلم ؛
آخ ،کہ این دل؛ در نبودت چہ مےخواهد..!!
کاش بودے؛ تا باران را براے عشق بازے مےخواستم..!
آنقدر شدید کہ قدم بزنم و اَشک بریزم..!
بدون آنکہ کسے دلیلِ چشمِ ترَم را بپرسه..!
راحت گریه کنم ..!
دلم بارانے مےخواهد طولانے تا بتوانم تمام دلتنگیم را زیرش شستشو دهم..!
دلم باران مےخواهد که
تنم را خیس کند تا داغتْ را تسکین دهد..!
مستے باران را مےخواهم با صدایے دلنواز...
تا شاید یه امشب صدایت را فراموش کنم..!
دلم ؛
آخ ،کہ این دل؛ در نبودت چہ مےخواهد..!!
کاش بودے؛ تا باران را براے عشق بازے مےخواستم..!
- ۴۵۵
- ۲۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط