ویو کوک

ویو کوک
سِرُم پر شده بود که جیمین با تأسف گفت
=جئون خونشو کلا کشیدی
پوزخندی زدم و سرم و کشیدم که آخ بلندی گفت و گریه کرد عصبیم کرد از جادوم استفاده کردم و که نتونه تا هروقت خودم بخوام حرف بزنه خون و ریختم تو لیوان و سر کشیدم
-اوممممممممم خوشمزسسس
ویو آت
نمی‌تونستم حرف بزنم آخه چرا سرم داشت گیج می‌رفت اومد نزدیکم و اون فلز هارو باز کرد
-میتونی بری آهان راستی اسمت چی بود؟
نتونستم حرف بزنم این چه اسکله
-با تو امممم...آهان
یهو تونستم حرف بزنم
-اسمت؟
ا..ا.ت
که دوباره دهنم بسته شد
-خوبه میتونی بری...
چ..چرا کاری کرد نتونم حرف بزنم؟
از رو تخت پاشدم و به آکواریم نگاه کردم وای نتونستم خودمو کنترل کنم گلدون نسبتا سنگین و برداشتم و با کمک بال هام بلندش کردم و پرت کردم سمت اون خوناشام که نخورد بهش افتاد زمین

-هوی برو سر کارت اگه میخوای در آینده بتونی حرف بزنی

زنگوله رو تکون داد و یه پری سریع اومد و تعظیم کرد و بدون حرف اونجا و تمیز کرد و بعد تعظیم کرد و رفت

سریع فرار کردم که اون دختره جلوم ظاهر شد

هیچکدوم درست نگفتید...
خب یه راهنمایی
عاشق شدن نیست ولی هست🗿
دیدگاه ها (۱۹)

°هیییی تو با چه حقی...وایستا ببینم (خنده) ارباب صدای تو رو ه...

تولدت مبارک ولد واید هندسامممم برامون بمونیییییی 🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀

1-کی هستی ۲-نمیدونم ولی شما هم بگید😏🤣🤣🤣۳-فداتتتت۴-ممنون...حو...

https://harfeto.timefriend.net/17646157869621ناشناسم.کویر نک...

ویو کوک-حالا اسمت چیه؟÷به تو چههیچ پری جرعت نکرده بود این حر...

عشق در مشروب 🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط