سلام ای دخترِ خانی که می آیی به جنگِ من
سلام ای دخترِ خانی که می آیی به جنگِ من
نمی ترسی مگر از غرشِ تیرِ تفنگِ من؟
تنت ترمه، قدت بالا، لبت شعله، رخت محشر
مسلح کرده ای خود را گُلِ خوش آب و رنگِ من
به سر داری مرا غارت کنی با نازِ چشمانت
امان از خوش خیالی هایِ تو ماهِ قشنگِ من!
غزالِ خوش خرامانی ولی شاید نمی دانی
کمین کرده سرِ راهِ عبورِ تو پلنگِ من
همه با برنوِ قنداق نقره می شناسندم
هدر هرگز نخواهد رفت حتا یک فشنگِ من
برای عبرتِ تاریخ، خیلی حرفها دارد
دو شاخِ پازنی که مانده رویِ تخته سنگِ من
فرار از دستِ من؟ هرگز! خودت را خسته کمتر کن
شکاری چون تو را از دست دادن هست ننگِ من
ببین کی گفته ام تسلیم خواهی شد در آغوشم
تو که با لشکری از ناز می آیی به جنگِ من
بلایی بر سرت می آورم با بوسه هایم که...
خدا رحمت کند امشب که می افتی به چنگِ من
نمی ترسی مگر از غرشِ تیرِ تفنگِ من؟
تنت ترمه، قدت بالا، لبت شعله، رخت محشر
مسلح کرده ای خود را گُلِ خوش آب و رنگِ من
به سر داری مرا غارت کنی با نازِ چشمانت
امان از خوش خیالی هایِ تو ماهِ قشنگِ من!
غزالِ خوش خرامانی ولی شاید نمی دانی
کمین کرده سرِ راهِ عبورِ تو پلنگِ من
همه با برنوِ قنداق نقره می شناسندم
هدر هرگز نخواهد رفت حتا یک فشنگِ من
برای عبرتِ تاریخ، خیلی حرفها دارد
دو شاخِ پازنی که مانده رویِ تخته سنگِ من
فرار از دستِ من؟ هرگز! خودت را خسته کمتر کن
شکاری چون تو را از دست دادن هست ننگِ من
ببین کی گفته ام تسلیم خواهی شد در آغوشم
تو که با لشکری از ناز می آیی به جنگِ من
بلایی بر سرت می آورم با بوسه هایم که...
خدا رحمت کند امشب که می افتی به چنگِ من
- ۹۶۱
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط