{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا
مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند
نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا
قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند
کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۳)

من تصور می کنم بهترین تعریفی که می توان از انسان کرد این است...

با ﻋﺠﻠﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢکه ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﻮﺭﺩﻡ" ﺁﺩﻡ "ﺑﻮﺩ!ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ...

ﺑﺎﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺭ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﺍﺳﺖ ...

کسیبه سنگ ها گفت:انسان شوید!سنگها گفتند:ما هنوز به اندازه ی ...

درد یک پنجره را پنجره ها می‌فهمند،معنی کور شدن را گره ها می‌...

درد یک پنجره را پنجره ها می‌فهمند،معنی کور شدن را گره ها می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط