با هر حرکت ریزی ناله میکرد ویبراتورو روشن کردم گذاشتم روی
با هر حرکت ریزی ناله میکرد ویبراتورو روشن کردم گذاشتم روی درجه پایین گذاشتم تپش ناله های ریز میکرد که هی درجه شو زیاد کردم یکدفعه بردمش روی درجه اخر حیف بلندی کشید
(واکیلا_ باکوگو+)
_جیغغغغغغغغ
+عزیزم قرار نشد فقط ناله کنی؟
_با... کو..... گو آیییییییی..... عاح
گردنشو بوسیدم و شروع کردم به مارک گذاشتن روی بدن سفیدش که بعد از چند دقیقه ارضا شد بیحال روی تخت افتاد خیلی تحملش کمه با اینکه بهش دوتا قرص تحریک کننده دادم بازم زود خسته شد.
داشت چشاش بسته میشد که با قدرت همشو کردم تپش جیغ بلندی کشید شروع کردم به ضربه زدن
_عاحححححح.... کاتسوکی لطفا.... یکم... عاحح.... آیییییی.....آ.... آ... رومتر.... عووووومممم
+خفه گفتم بهم بگو ددی یادت رفت
_ددی لطفا اااااا..... عاح
سرعتمو بیشتر و بیشتر کردم
(9ساعت بعد)
تعداد ارضا شدن اش از دستم در رفت انقدر ادامه داده بود تا ازش خون داشت میومد دیگه نتونست تحمل کنه از حال رفت .
(واکیلا_ باکوگو+)
_جیغغغغغغغغ
+عزیزم قرار نشد فقط ناله کنی؟
_با... کو..... گو آیییییییی..... عاح
گردنشو بوسیدم و شروع کردم به مارک گذاشتن روی بدن سفیدش که بعد از چند دقیقه ارضا شد بیحال روی تخت افتاد خیلی تحملش کمه با اینکه بهش دوتا قرص تحریک کننده دادم بازم زود خسته شد.
داشت چشاش بسته میشد که با قدرت همشو کردم تپش جیغ بلندی کشید شروع کردم به ضربه زدن
_عاحححححح.... کاتسوکی لطفا.... یکم... عاحح.... آیییییی.....آ.... آ... رومتر.... عووووومممم
+خفه گفتم بهم بگو ددی یادت رفت
_ددی لطفا اااااا..... عاح
سرعتمو بیشتر و بیشتر کردم
(9ساعت بعد)
تعداد ارضا شدن اش از دستم در رفت انقدر ادامه داده بود تا ازش خون داشت میومد دیگه نتونست تحمل کنه از حال رفت .
- ۴۵۷
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط