از زبان باکوگو
از زبان باکوگو
واکیلا رو بغل کردم بردم تو اتاق شروع کردم له اوردن لباساش به جز لباس زیراش دستو پاشو به تخت بستمو قرص های تحریک کنند و ویبراتور رو گذاشتم روی میز
بعد از نیم ساعت بیدار شد میخاست داد و بیداد کنه که روش پریدم و بوسیدمش بعد که ازش جدا شدم دوتا قرص و به زور کردم تو دهنش بعد از چند دقیقه داغ کرد نفس نفس میزد پس نقشم عمل کرد هه عالی
برای اذیت کردنش رفتم از اتاق بیرون ی لحظه شنیدم گفت کاتسوکی .... نه...... نرو
رفتم از اتاق بیرون سه تا شیشه شراب ورداشتم یکیشو ورداشتم کامل خوردم رفتم بالا توی اتاق واکیلا دیگه خیلی تحریک شده بود یک شیشه دیکه باز کردم به زور دادم به خوردس یکی هم ریختم روی بدنشو لباس زیر هاشم در اوردم
از گردنش تا انگشتاش شروع کردم به بیش زدن
و...........
واکیلا رو بغل کردم بردم تو اتاق شروع کردم له اوردن لباساش به جز لباس زیراش دستو پاشو به تخت بستمو قرص های تحریک کنند و ویبراتور رو گذاشتم روی میز
بعد از نیم ساعت بیدار شد میخاست داد و بیداد کنه که روش پریدم و بوسیدمش بعد که ازش جدا شدم دوتا قرص و به زور کردم تو دهنش بعد از چند دقیقه داغ کرد نفس نفس میزد پس نقشم عمل کرد هه عالی
برای اذیت کردنش رفتم از اتاق بیرون ی لحظه شنیدم گفت کاتسوکی .... نه...... نرو
رفتم از اتاق بیرون سه تا شیشه شراب ورداشتم یکیشو ورداشتم کامل خوردم رفتم بالا توی اتاق واکیلا دیگه خیلی تحریک شده بود یک شیشه دیکه باز کردم به زور دادم به خوردس یکی هم ریختم روی بدنشو لباس زیر هاشم در اوردم
از گردنش تا انگشتاش شروع کردم به بیش زدن
و...........
- ۱۱۶
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط