اینم سه تا زارت از دیریا (اوسی توکیو ریونجرز )😔😔😔 میدونم
اینم سه تا زارت از دیریا (اوسی توکیو ریونجرز )😔😔😔 میدونم ریدم به روم نیارین🫠🫠🫠🫠🫠
خب اینم بیو گرافی:
نام :دیریان
نام خانوادگی :ویانی
سن : 16 ( زمان تومان )
شیپ: میتسویا
علایق: میتسویا، موتور، دنسِ شمشیری،مشکی،قرمز چری،گل رز، کُلت، رفقاش!
تنفرات: کیساگی!، آدمای پررو، آدمای زورگو، آدمای عوضی، و کلا از بیشتر آدما متنفره !، درد کشیدن دوستاش!
خب دیریا ویانی فرزند اول و نوه ی اول خانواده ی ویانی عه . دیریا درست مدتی بعد از فوت پدر بزرگش به دنیا آمد! آن هم درست زمانی که پدر بزرگش وصيت کرده بود که تمام اموالش پس از مرگ او به اولین نوهی پسرش ارث برسد در حالتی که او بچه ی اول باشد. زمانی که دیریا متولد شد مادرش از او بسیار متنفر شد. 6 سال بعد از تولد دیریا برادرش کیموا به دنیا آمد.
درست یک سال بعد از تولد کیموا مادر دیریا و کیموا شروع کرد به آسیب زدن به دیریا ! او هر روز دیریا را کتک میزد و تمام وسایلش را خراب میکرد، اون نقاشی های دیریا را پاره میکرد و به او می گفت :(( تو لیاقت زنده بودن نداری!!))
مدتی بعد مادر و پدر دیریا او را به یک یتیم خانه فروختن!! . مدتی گذشت و دیریا در آن یتیم خانه دوستانی پیدا کرد . دیریا تا 13 سالگی در آن یتیم خانه زندگی میکرد. و بعد از آن در یک خانه متروکِ کوچک زندگی میکرد و بعد از دو سال او با مایکی ،دراکن و میتسویا آشنا شد!(مبارکهههههه) و به تومان ملحق شدددد (بازم مبارکههههههه)
خب همین دیگه ببخشید اگه مسخره بود 🫠🫠🫠🎀🎀🎀🎀
خب اینم بیو گرافی:
نام :دیریان
نام خانوادگی :ویانی
سن : 16 ( زمان تومان )
شیپ: میتسویا
علایق: میتسویا، موتور، دنسِ شمشیری،مشکی،قرمز چری،گل رز، کُلت، رفقاش!
تنفرات: کیساگی!، آدمای پررو، آدمای زورگو، آدمای عوضی، و کلا از بیشتر آدما متنفره !، درد کشیدن دوستاش!
خب دیریا ویانی فرزند اول و نوه ی اول خانواده ی ویانی عه . دیریا درست مدتی بعد از فوت پدر بزرگش به دنیا آمد! آن هم درست زمانی که پدر بزرگش وصيت کرده بود که تمام اموالش پس از مرگ او به اولین نوهی پسرش ارث برسد در حالتی که او بچه ی اول باشد. زمانی که دیریا متولد شد مادرش از او بسیار متنفر شد. 6 سال بعد از تولد دیریا برادرش کیموا به دنیا آمد.
درست یک سال بعد از تولد کیموا مادر دیریا و کیموا شروع کرد به آسیب زدن به دیریا ! او هر روز دیریا را کتک میزد و تمام وسایلش را خراب میکرد، اون نقاشی های دیریا را پاره میکرد و به او می گفت :(( تو لیاقت زنده بودن نداری!!))
مدتی بعد مادر و پدر دیریا او را به یک یتیم خانه فروختن!! . مدتی گذشت و دیریا در آن یتیم خانه دوستانی پیدا کرد . دیریا تا 13 سالگی در آن یتیم خانه زندگی میکرد. و بعد از آن در یک خانه متروکِ کوچک زندگی میکرد و بعد از دو سال او با مایکی ،دراکن و میتسویا آشنا شد!(مبارکهههههه) و به تومان ملحق شدددد (بازم مبارکههههههه)
خب همین دیگه ببخشید اگه مسخره بود 🫠🫠🫠🎀🎀🎀🎀
- ۷۳۹
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط