{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر داماد سال ها پیش فوت کرده بود. به داماد گفت: «فکر کن

پدر داماد سال ها پیش فوت کرده بود. به داماد گفت: «فکر کن من پیمانکارم. این پول رو بگیر و طبقه دوم خونه پدرت رو با بهترین سرامیک و شیرآلات تحویل بده.» وقتی فهمید عروس خانم هم پدرش فوت کرده است، دست به کار شد، انگار برای دختر خودش بخواهد جهیزیه بخرد. بهترین ها را برایشان خرید. بساط عروسی شان را که برپا کرد؛ مبلغی هم به عروس و داماد داد و گفت «این هم هدیه عروسی شما.»
دیدگاه ها (۱)

سلام بر فاطمه مادر خوبی ها 🌹 🍃

*Childhood love*part:2 نمیشه پدر جین من رو تهدید کرده که بای...

*Childhood love*part:5*روز خرید برای عروسی*امروز قراره بلاخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط