{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح بود و می تابید!!!!

صبح بود و می تابید!!!!
از لب تو لبخندی
دیدش از سر غیرت و آفتاب غمگین شد
تا کنار زیبایی ،
مهـربانی ات گل کرد
در بهـار شیدایی،
گل به سبزه آذین شد
دیدگاه ها (۱)

پنج شنبه استهمان روزی که دل میگیردو اشک در چشمان جاریروزی که...

"صبح" آمده تو کنار دستهای منعطر نفسهایت در دلم چشمهایت سبزی...

چقدر خوب بود تو گلِ من بودی ..برای تو یکگلدان کوچک زیبا می‌س...

پارت ۱۳ شروعته با عروسک گل اومد خونه ات : برگشتی (سرد) (سرش ...

تو اون دنیا می بینمت:)p23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط