{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳

پارت ۱۳
شروع
ته با عروسک گل اومد خونه
ات : برگشتی (سرد) (سرش تو گوشی)
ته : سرت از یک دقیقه گوشیت میزاری کنار
ات:باشه ( عروسک گل دید )
ات پرید بغل ته که افتادن روی مبل
ات لپ ته رو بوس کرد
ته : ات چرا تا لبم هست لپم
ات : بفرما ( لبش بوسید)
ته: بریم شام بخوریم
ات رفت رو صندلی نشست ته رو هم صندلی
ته : بعد ک شام خورید بیا اتاق من
(از اون به بعد ات توی اتاق می خوابید)
ات: اوهوم
ته شامش تموم شده رفت بالا
پنج دیقیه بعد بلند شد که بره اتاق خودش
خدمتکار: خانم ارباب گفته بودن برین اتاقش
ات به خدمتکار چشمک زد
ات رفت تو اتاق خوابید
ویو صبح ات
ات تو بغل ته بیدار شدم خواستم از بغلش بیام بیرون
ته: بیبی ول نخور بزار بخوابم اول صبح
ات انقدر ول خورد که ته بیدار شد
ته: دارم برات عروسک
ات: تو منو اورد تو اتاق
ته: می دونی من هر کاری بخوام میکنم
پایان پارت ۱۳
بچه این رمان فقط ۱۵ پارته
بعد یک رمان دیگه شروی میکنم
من فقط از تهیونگ مینویسم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۴شروع :ات : باشه باباته: من میرم بیرون ۳۰ ساعت بعدویو ...

پارت ۱۲شروع :وید اتاز خواب بیدار شدم دستام بسته بود لباسام ...

پارت ۱۱شروعبادیگارد: خانم مم ف ف فرار کردنته: چجوری عوضیبادی...

پارت ۹شروع ات: بله(خوابالو)ته: این گربه کیه تو بغلتات: گربه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط