{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳۵

پارت ۱۳۵

رزت : پس برای همین پیش بابام بود

کیان : شاید...بیا اینجا

رزت : اومدم

* یه میوه ی عجیب و غریب گرفت جلوم *

رزت : این چیه؟

کیان : عه نا امید شدم فکر کردم تو میدونی

رزت : و دقیقا از کجا باید بدونم

کیان : چمیدونم تو کتاب میخونی نه من

رزت : تچ باشه حالا ولی فکر میکنم یه میوه ی جادوییه

کیان : حالا همه چیو با جادو قاطی نکن

* رفت رو مخم *

رزت : به هر حال.... بدش ببینم

* از دستش گرفتم و یه گاز از اون زدم *

رزت : اوم خوشمزه است

کیان : عه واقعا

رزت : اوهوم

کیان : عع رزت بیا اینو ببین

رزت : چیو؟

کیان : اینو بگیرم واسه مایک

رزت : مگه سگه که واسش قلاده بگیری؟

کیان : آخه این کجاش قلاده است؟ .... اینو میندازم دور پاش اینجوری خوشگل میشه

رزت : واسه آبی هم یه چی بگیر

کیان : عع یعنی آبی رو به مایک ترجیح میدی

رزت : من کی گفتم آبی بهتره احمق

کیان : باشه داد نزن

رزت : تچ

کیان : خیلی بدم میاد تچ تچ میکنی

رزت : باید قبول کنی دیگه دیره

کیان : هعی
دیدگاه ها (۱)

((هایی! خواستم بگم که من ممکنه که هر روز یه دونه پارت بدم ))...

پارت ۱۳۴پرش زمانی ///*امروز خواستم با کیان برم بیرون * رزت :...

پارت ۱۳۳رزت : به نظرت ناراحت شد؟ کیان : آره رزت : هوف بریم ع...

پارت ۱۲۲پرش زمانی ///* امروز میرم مهمونی * رزت : هممم کدوم ر...

پارت ۱۱۲کیان : بیا یه چیز ساده بگیر رزت : اینقدر خسیس بازی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط