پارت ۱۳۶
پارت ۱۳۶
پرش زمانی دو ساعت بعد ///
* توی اتاقم بودیم و کیان داشت با مایک ور میرفت *
کیان : خوشگل شد
رزت : اصلا باهاش چیکار کردی
کیان : یه حلقه انداختم تو پاش
رزت : یه چیزی بگم ناراحت نمیشی
کیان : نه
رزت : اصلا حلقه که انداختیش دور پاش معلوم نیست
کیان : عع .... خوب حس میکنم درش بیارم بهتره
رزت : چون داره بال بال میزنه؟
کیان : آره این یعنی اذیته
رزت : میشه بپرسم در روز چه قدر بهش میرسی؟
کیان : هم تقریب_
هانا : بانوی من نامه دارین
رزت : نامه؟... بده ببینم
کیان : توش چیه؟
* بلند شد و اومد سمتم *
رزت : کیان
کیان : هوم؟
رزت : نگاه کن ....دوتا نامه است روی یکیش نوشته کلود ونزگری
کیان : خب حتما ماره باباته
رزت : یکیش هم ماره منه.... صبر کن من میرم میام
کیان : باشه
* از اتاقم اومدم بیرون و رفتم تو اتاق بابام *
رزت : بابا
کلود : هوم؟
رزت : امروز معمولا هیچکس نامه نمینویسه ؟
کلود : آره مگه نامه اومده برات؟
رزت : آره ... دوتا نامه یکیش ماره توعه
پرش زمانی دو ساعت بعد ///
* توی اتاقم بودیم و کیان داشت با مایک ور میرفت *
کیان : خوشگل شد
رزت : اصلا باهاش چیکار کردی
کیان : یه حلقه انداختم تو پاش
رزت : یه چیزی بگم ناراحت نمیشی
کیان : نه
رزت : اصلا حلقه که انداختیش دور پاش معلوم نیست
کیان : عع .... خوب حس میکنم درش بیارم بهتره
رزت : چون داره بال بال میزنه؟
کیان : آره این یعنی اذیته
رزت : میشه بپرسم در روز چه قدر بهش میرسی؟
کیان : هم تقریب_
هانا : بانوی من نامه دارین
رزت : نامه؟... بده ببینم
کیان : توش چیه؟
* بلند شد و اومد سمتم *
رزت : کیان
کیان : هوم؟
رزت : نگاه کن ....دوتا نامه است روی یکیش نوشته کلود ونزگری
کیان : خب حتما ماره باباته
رزت : یکیش هم ماره منه.... صبر کن من میرم میام
کیان : باشه
* از اتاقم اومدم بیرون و رفتم تو اتاق بابام *
رزت : بابا
کلود : هوم؟
رزت : امروز معمولا هیچکس نامه نمینویسه ؟
کلود : آره مگه نامه اومده برات؟
رزت : آره ... دوتا نامه یکیش ماره توعه
- ۲۶۴
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط