{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌امروز

‌‌امروز
عجیب هواے آغوش داشتم
مےخواستم کہ
گم شوم در بازوانے کہ مےدانستم
مےفہمد معنے بغضم را
و هیچ نگوید
و هیچ نگویم
بگذارد کہ ببارم و
نپرسد این اشکہا از براے چیست؟

امروز سکوت کسے را جستجو مےکردم کہ
با قدرت تمام مےگوید
اعتماد...
دیدگاه ها (۳)

‌منتمام خنده هاے جہان راگم کرده امپُر شده ام از این همہ تاری...

‌من تو را دوست دارم !حرفِ ساده اےستهم گفتنش آسان استهم شنیدن...

تو را به جان غزلهای عاشقانه بیابرای دیدن من، بی بهانه بیاتو ...

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

« شیطون کوچولوی من »(پارتی که نوشته بودم آپلود نشد😭)بعد از آ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط