یک پیرزن چینی دو کوزه ی آب داشت که آنهارا آویزان بر یک تی
یک پیرزن چینی دو کوزه ی آب داشت که آنهارا آویزان بر یک تیرک چوبی بردوش خودحمل میکرد.
یکی ازکوزه ها ترک داشت ومقداری ازآب آن به زمین می ریخت ، درصورتیکه دیگری سالم بودوهمیشه آب داخل آن بطورکامل به مقصد میرسید.
به مدت طولانی هرروز این اتفاق تکرار میشدو زن همیشه یک کوزه ونیم ،آب به خانه می برد.
ولی کوزه شکسته از مشکلی که داشت بسیار شرمگین بودکه فقط می توانست نیمی از وظیفه اش را انجام دهد.
پس از دوسال ، سرانجام کوزه شکسته به ستوه آمد واز طریق چشمه باپیرزن سخن گفت.
پیرزن لبخندی زد وگفت"" هیچ توجه کرده ای که گلهای زیبای این جاده درسمت تو روییده اند ونه در سمت کوزه سالم؟""
اگرتو اینگونه نبودی این زیبایی ها طروات بخش خانه من نبود! طی این دوسال این گلها را میچیدم وبا آنها خانه ام را تزیین میکردم!
هریک ازما شکستگی خاص خود را داریم ولی همین خصوصیات است که زندگی مان را در کنار هم لذت بخش و دلپذیر میکند.
نازنینم....
پس بیا....
«درهر کسی خوبی هایش را جستجو کنیم و بیاموزیم و لذت دنیا را ببریم....»
یکی ازکوزه ها ترک داشت ومقداری ازآب آن به زمین می ریخت ، درصورتیکه دیگری سالم بودوهمیشه آب داخل آن بطورکامل به مقصد میرسید.
به مدت طولانی هرروز این اتفاق تکرار میشدو زن همیشه یک کوزه ونیم ،آب به خانه می برد.
ولی کوزه شکسته از مشکلی که داشت بسیار شرمگین بودکه فقط می توانست نیمی از وظیفه اش را انجام دهد.
پس از دوسال ، سرانجام کوزه شکسته به ستوه آمد واز طریق چشمه باپیرزن سخن گفت.
پیرزن لبخندی زد وگفت"" هیچ توجه کرده ای که گلهای زیبای این جاده درسمت تو روییده اند ونه در سمت کوزه سالم؟""
اگرتو اینگونه نبودی این زیبایی ها طروات بخش خانه من نبود! طی این دوسال این گلها را میچیدم وبا آنها خانه ام را تزیین میکردم!
هریک ازما شکستگی خاص خود را داریم ولی همین خصوصیات است که زندگی مان را در کنار هم لذت بخش و دلپذیر میکند.
نازنینم....
پس بیا....
«درهر کسی خوبی هایش را جستجو کنیم و بیاموزیم و لذت دنیا را ببریم....»
- ۱.۲k
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط