#The master’s only slave #

.
.
.
.
.
پارت«۸»
.
.
با سردی شدیدی چشمامو باز کردم،گیج بودم با گیجی صدا زدم
-ماماااان؟
بلند شدم و نشستم با تعجب به اطرافم نگاه کردم، تازه یکی یکی داشت همه جی یادم میومد توی کوچه بودم یهو نمیدونم چی شد که الان اینجام
با تعجب از جام پریدم با حیرت به اطرافم نگاه کردم
سر برگردوندم من رو یه تخت دو نفره خوشگل سلطنتی بودم.
دو تا مجسمه یدونه طلایی یدونه سفید کنار تخت و روبه روی تخت کنار میز آرایشی اتاق خیلی شیکی بود
نکنه من مردم الان بهشتم نه بابا من بدبخت اعمال نامم درازه مخصوصا که وقت خواب با رباط (Chia )
سناریو 18+ اهممم …
بیخیال این چیزا شدم،کی منو آورده اینجا؟سریع بلند شدم رفتم سمندر اتاق محکم کوبیدم به در
-کی اونجاست؟؟؟
دوباره محکم کوبیدم
-آهایییی،یکی درو باز کنه،اینجا کجااااست؟؟
محکم با دست و پا افتادم به جون در بدبخت و جیغ جیغ میکردم.
بلاخره صدای داد یکی اومد مرد بود.
-چخبرته؟صبر کن بابا..صبر کن.
از در فاصله گرفتم و با تعجب منتظربودم ببینم کی میاد داخل
یه مرد قوی هیکل اومد تو با اخم زل زد بهم
-چیه؟چته؟خونه رو گذاشتی رو سرت؟
با جیغ جیغ گفتم :یعنی چی؟من کجام؟کی منو آورده اینجا؟تو کدوم خری هستی؟
یهو یه سیلی خوابوند زیر گوشم…گوشم سوووت کشید یه آخ گفتم،با تعجب بهش خیره شدم دستمو گذاشتم رو صورتم با صدای بلند فریاد زدم:معلومه چی داری میگی؟ دختره ای پرو فکر میکنی کی هستی ؟هاااان؟
با ترس بهش خیره شدم با من ..من گفتم:خو…خوب…..اینجا کجاست؟
دستشو آورد جلو و یقه سویشرتمو گرفت و کشید دنبال خودش
با جیغ گفتم:منوووو کجاااا میبیبریی
-خفه شو راه بیوفت..
.
.
.
دیدگاه ها (۰)

#The master’s only slave #

لعنت بهتون…….

#The master’sonly slave#

☕️‧₊˚🐈‍⬛✦🪶──★ᨳ🐈‍⬛ଓ‧₊˚ ࡅ߳ܝ‌یߊ‌ܭܫܠܨ سلام تریاکیام حالتون خوبه؟...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط