{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفــیـقم گـفــت:

رفــیـقم گـفــت:
چـراهـــمـــیــشـھ نــاراحـــتـــے
بـــھ مـــن نـگــاہ کـــن
بـبــیــن هـمــش مـــیـــخـــنـدم
اروم در گـوشـش گــفـتـــم:
تـو بـھ عــشــقــت رســیــدے اخـــھ
دیدگاه ها (۱)

وای دقیقا من به رفیقم گفتم امسال قراره شی اون باشم گفت حالا ...

بہش گفتم :چطوری نگاهتو کنترل میکنی آخه ؟!گفت :مثل نماز خوندن...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

‏زنگ زدم پیتزا بیارن، دیدم پیک موتوریه معلم کلاس دوممهبهش گف...

وای بچه ها دشب نشستم با خواره مطمعنی۳ رو نگاه کردم. مامانم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط