BLOSSOM
BLOSSOM
Part 14
رز و سونگمین همینجوری داشتن مثل بچه ها دنبال هم میدوئیدن و رز تقلا میکرد که گوشیشو بگیره و سونگمین هم گوشی رو بالا گرفته بود که قد رز بهش نمیرسید رز یه دستشو گذاشت روی شونه ی سونگمین و اون یکی دستشو دراز کرد تا گوشیشو بگیره ولی یهویی پای سونگمین گیر کرد به تخت و افتاد که رز هم میخواست بیوفته روش ولی سونگمین زودتر از این حرفا واکنش نشون داد و کمی روی تخت قِل خورد و رز محکم صورتش خورد روی تخت
+یاااااا چرا انقد تو بیشعوری؟{عصبی}
_چرا؟
+چرا قل خوردی؟
_الان توقع یچیز رویایی رو داشتی؟
+چی؟
_میخواستی بزارم بیوفتی روم و باهم یه کیس فرانسوی بریم؟ هه کور خوندی دختره ی چشم سفید
+من همچین چیزی نخواستم
_ولی منظورت همین بود
رز مشت محکمی به سینه ی سونگمین زد و از جاش بلند شد که از اتاق بره بیرون ولی سونگمین از روی تخت بلند شد و رفت سمت رز و با یه حرکت چرخوندش سمت خودش که فاصله صورت هاشون به یک میلی متر رسید شاید هم کمتر به طوری که نفس های داغ سونگمین توی صورت رز پخش میشد
سونگمین بدون معطلی لباشو گذاشت روی لبای رز و با لذت میمکید که رز با درک موقعیت سعی کرد بدنشو که توسط سونگمین اسیر شده بود رو جدا کنه ولی زورش نمیرسید، مچ دستش توسط دست سونگمین گرفته شده و بود سونگمین با اون یکی دستش کمرشو گرفته بود بعد از دو دقیقه ی کامل سونگمین از رز جدا شد که برای چند بار رز شروع کرد به سرفه کردن و وقتی به خودش اومد یک سیلی محکم به سونگمین زد
+چطور جرعت کردی منو ببوسی؟(عصبی)
_هه{زبونشو داخل گونه اش فرو کرد و کلافه موهاشو به عقب هدایت کرد} الان منو زدی؟
+اره زدم تو چطور تونستی منو ببوسی ها؟{فریاد}{مشتی زد به سینه سونگمین}
_این بوسه بخاطر فرو نشوندن خشم اونموقع ات بود و نمیخواستم این موقع شب جایی بری
+ولی تو نباید منو میبوسیدی عوضی
_لطفاً درست صحبت کن
+اگه نکنم چی میشه ها؟ میخوای چیکار کنی؟ میخوای بیرونم کنی
_نه فقط باهات کاری میکنم که نتونی تا چند روز درست راه بری چه برسه که بخوای از این عمارت بری بیرون
ادامه دارد🍒.......
شرایط: ۳۰ لایک و ۲۵ کامنت
Part 14
رز و سونگمین همینجوری داشتن مثل بچه ها دنبال هم میدوئیدن و رز تقلا میکرد که گوشیشو بگیره و سونگمین هم گوشی رو بالا گرفته بود که قد رز بهش نمیرسید رز یه دستشو گذاشت روی شونه ی سونگمین و اون یکی دستشو دراز کرد تا گوشیشو بگیره ولی یهویی پای سونگمین گیر کرد به تخت و افتاد که رز هم میخواست بیوفته روش ولی سونگمین زودتر از این حرفا واکنش نشون داد و کمی روی تخت قِل خورد و رز محکم صورتش خورد روی تخت
+یاااااا چرا انقد تو بیشعوری؟{عصبی}
_چرا؟
+چرا قل خوردی؟
_الان توقع یچیز رویایی رو داشتی؟
+چی؟
_میخواستی بزارم بیوفتی روم و باهم یه کیس فرانسوی بریم؟ هه کور خوندی دختره ی چشم سفید
+من همچین چیزی نخواستم
_ولی منظورت همین بود
رز مشت محکمی به سینه ی سونگمین زد و از جاش بلند شد که از اتاق بره بیرون ولی سونگمین از روی تخت بلند شد و رفت سمت رز و با یه حرکت چرخوندش سمت خودش که فاصله صورت هاشون به یک میلی متر رسید شاید هم کمتر به طوری که نفس های داغ سونگمین توی صورت رز پخش میشد
سونگمین بدون معطلی لباشو گذاشت روی لبای رز و با لذت میمکید که رز با درک موقعیت سعی کرد بدنشو که توسط سونگمین اسیر شده بود رو جدا کنه ولی زورش نمیرسید، مچ دستش توسط دست سونگمین گرفته شده و بود سونگمین با اون یکی دستش کمرشو گرفته بود بعد از دو دقیقه ی کامل سونگمین از رز جدا شد که برای چند بار رز شروع کرد به سرفه کردن و وقتی به خودش اومد یک سیلی محکم به سونگمین زد
+چطور جرعت کردی منو ببوسی؟(عصبی)
_هه{زبونشو داخل گونه اش فرو کرد و کلافه موهاشو به عقب هدایت کرد} الان منو زدی؟
+اره زدم تو چطور تونستی منو ببوسی ها؟{فریاد}{مشتی زد به سینه سونگمین}
_این بوسه بخاطر فرو نشوندن خشم اونموقع ات بود و نمیخواستم این موقع شب جایی بری
+ولی تو نباید منو میبوسیدی عوضی
_لطفاً درست صحبت کن
+اگه نکنم چی میشه ها؟ میخوای چیکار کنی؟ میخوای بیرونم کنی
_نه فقط باهات کاری میکنم که نتونی تا چند روز درست راه بری چه برسه که بخوای از این عمارت بری بیرون
ادامه دارد🍒.......
شرایط: ۳۰ لایک و ۲۵ کامنت
- ۹.۳k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط