اگر علاقه ام به تو
اگر علاقه ام به تو
آغوش میداشت،
لااقل روزی صدبار به آغوش میکشیدمش
اگر دست میداشت،
روزی صد باردستانش را میبوسیدم،
و به مهر میفشردم،
اگر علاقه ام به تو زبان میداشت
روزی فراوان
خواهشش میکردم
که بگوید
از تو بگوید
بازهم ازتوبگوید.
چرا که از تو گفتن یعنی عشق،
یعنی زندگی ،
یعنی هرچه هست، آن نمیشود که توهستی،
اگر علاقه ام به تو علت میداشت،
چه علتی بهتر از دوست داشتن
که من آن را دوست بدارم
که تورا دوست دار است..
اگر علاقه ام به تو...پا میداشت
پایش را میشکستم
تا بماند
تا پیش تو بماند،
تا جایی نرود که دلم آنجا نیست،
اگر علاقه ام به تو
چشم میداشت،
روبرو یش می نشستم،
مقابل دیده گانش،
تا ببیند
تا خوب ببیند که جزتو
نه کسی در سر ماست،
نه کسی پیش دلم،
آغوش میداشت،
لااقل روزی صدبار به آغوش میکشیدمش
اگر دست میداشت،
روزی صد باردستانش را میبوسیدم،
و به مهر میفشردم،
اگر علاقه ام به تو زبان میداشت
روزی فراوان
خواهشش میکردم
که بگوید
از تو بگوید
بازهم ازتوبگوید.
چرا که از تو گفتن یعنی عشق،
یعنی زندگی ،
یعنی هرچه هست، آن نمیشود که توهستی،
اگر علاقه ام به تو علت میداشت،
چه علتی بهتر از دوست داشتن
که من آن را دوست بدارم
که تورا دوست دار است..
اگر علاقه ام به تو...پا میداشت
پایش را میشکستم
تا بماند
تا پیش تو بماند،
تا جایی نرود که دلم آنجا نیست،
اگر علاقه ام به تو
چشم میداشت،
روبرو یش می نشستم،
مقابل دیده گانش،
تا ببیند
تا خوب ببیند که جزتو
نه کسی در سر ماست،
نه کسی پیش دلم،
- ۱۹۶
- ۰۸ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط