{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در به دری به ناز چشمان سیاهت

من در به دری به ناز چشمان سیاهت

من عاشق رخساره ی زیبا و چو ماهت

گر جان طلبی چون و چرا نیست به کارم
عمریست که درمانده ام وچشم به راهت
دیدگاه ها (۴)

کیستی که مناین گونهبه اعتمادنام ِ خود رابا تو می گویم …کلید ...

«خانوم بودن» خوب استاما گاهی «دخترک» درونت را زنده کنگاهی او...

من دوستت دارمبی آنکه از تو انتظار دوست داشتن داشته باشم ...ن...

اگر علاقه ام به تو آغوش میداشت، لااقل روزی صدبار به آغوش می...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

چشم بد ازت دور زندگیم

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط