فصلــ💜دومــ💜

فصلــ💜دومــ💜

پارت ۸۳💜


ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜


سانامی:: هههففففف ددی...
+ نگران نباشین الاناس ک پیداشون شه،ساعت هنوز ۹ نشده
سانامی:: میشه بری بیرون؟!
+ بنا بر دلایلی ن
سانامی:: چون مستر پارک گفتن؟!
+ ایشونم دلیلی داشتن
سانامی:: ببینم چ اتفاقایی افتاده؟! اصن اون بادیگارده چیشد؟!
+ از عاقا بعدا بپرسین،لطفا انقد سوال نپرسین
سانامی:: باااشه

چند مین گذشته بود و سانامی حوصلشم سر رفته بود
ک‌ با شنیدن صدای پایین اومدن دستگیره در از جاش پرید

+ بشین سرجات ببینم!

سانامی از صدای تند و نسبتا بلند مرده سرجاش خشکش زد...
جیمین اومد داخل و بادیگارده خیالش راحت شد
جیمین بهش علامت داد ک‌ میتونه بره..
بادیگارده احترامی گذاشت رفت بیرون
سانامی پاشد و رفت جیمینو بغل کرد جیمینم بوسه ای رو لباش گذاشت و دستشو گرفت

سانامی:: چرا همش دیر میای؟؟
جیمین:: ببخش بیب...کارام طول کشید
سانامی:: شام خوردی؟!
جیمین:: آره توچی؟!
سانامی:: خاستم نخورم،بادیگارده نزاشت
جیمین:: سانامی خوب بخور بفکر خودت نیستی ب فکر بچم باش
سانامی:: گگگگگگگگ
جیمین:: کوفت،پاشو بریم بخوابیم
سانامی:: بادیگارده رو پیدا کردی؟!
جیمین:: هههففف تو چیکار اون...
سانامی:: بگو
جیمین:: ا..اونو جنازشو پیدا کردیم

جیمین سرش پایین بود و سانامی با بهت بهش خیره بود

سانامی:: م..مرده؟؟؟
جیمین:: آره...بیمار بود یجایی بیهوش شدکسی نرسوندش بیمارستان..
سانامی:: من بچه نیستم ک بپیچونیم،میدونم به قتل رسیده...
جیمین:: بیبی...
سانامی:: کسی دنبالته؟!
جیمین:: عهههه ببینم باز میخای گریه کنی؟؟
سانامی:: نچ
جیمین:: پاشو بریم بخابونمت
سانامی:: میترسم..
جیمین:: نترس،کسی گوهی نمیتونه بخوره...

جیمین بغلش کرد و رفتن سمت اتاقشون
دستگیره درو پایین کشید و وارد شدن
سانامیو گذاشت رو تخت و خودش رف لباس عوض کنه...

#dasam
دیدگاه ها (۱۵)

چند پارتی (درخواستی)

فصلــ💜دومــ💜پارت ۴۵💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜بعد ظهر بود...جیمی...

فصلــ💜 دومــ💜پارت ۹ 💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜سانامی:: جییییغغغ...

فصلــ💜دومــ💜پارت۸۳💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜شیومین:: وایسا،هووو...

پارت ۴۳ددی_شوگره_اجباریه منشیومین رفت دوباره بیمارستان پیش س...

فصلــ💜دومــ💜پارت۷۸💜ددی💜شوگره💜اجباریه من 💜جیمین اخماش رفت تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط