{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای رفتن

برای رفتن
نه خداحافظی میخواستم ، نه راه و نه چمدان
در سرم ، دری باز بود
که بستم و رفتم
دیدگاه ها (۲)

تناقضِ زندگی فقط اونجا، که دورت پر ازآدماییه، که نباید باشن ...

{ گفتیم‌جمشید!گفت‌جانِ‌جمشید؟!گفتیم‌میدونی‌یِه‌چی‌اون‌ور‌تر‌...

ناامید‌از‌در‌رحمت‌به‌کجا‌باید‌رفت؟یارب‌از‌هرچه‌خطا‌رفت‌هزار‌...

|•‏حتما شنیدی که تو فیزیک چیزی به اسم سرما وجود نداره! و ما ...

توییت: ووزی این در رو برای بی تی اس باز کرد😭کوت: دری که ووزی...

مگر من از وطن چه می‌خواستم به غیر تکه‌ای نانگوشه‌ای امنجیبی ...

توییت: ووزی این در رو برای بی تی اس باز کرد😭کوت: دری که ووزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط