{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من گفتی که عشقم را به دل داری

به من گفتی که عشقم را به دل داری
ویادم روشنی بخش نگاه عاشقت باشد
چه خوش باور برایت در میان سینه یک معبد بنا کردم
تمام دردهایت را شدم مرهم
شقایق وار بر سینه زدم داغی ز عشق تو
فراتر بودی از قاب خیالاتم
وشاید نه نبودی لایق زیبای تصویرم
نه دردم را تو درمانی
نه ارامش نه آسایش
برو ای روزهای بی فروغ عمر من
برو تاریخ پر حسرت
برو ای کوله بار خستگی های غریب من خدا حافظ
دیدگاه ها (۵)

‍ وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با ...

دوست داری از میان جمع پیدایت کنممن که می دانم تو می خواهی تم...

آمدی بغض مرا قسمت باران بكنیبارش ابر مرا سهم بیابان بكنیآمدی...

تو درمنیمثل عکس ماه در برکهدر منی ودور از دسترس منسهم من از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط