{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پارک

در پارک
به جز درخت
هیچ‌کس نیست

روی تمام نیمکت‌های خالی می‌نشینم
تا پارک
از تنهایی رنج نبرد

دلم گرفته
یاد تنهایی اتاق خودمان می‌افتم
و از خودم خواهش می‌کنم
به خانه باز گردد...

#محمد_علی_بهمنی
دیدگاه ها (۱)

فرهاد : حرف باید خودش بیاد به زبونِ آدم، نه اینکه من سطل بند...

صدای تلویزیون را کم کن و به من بیشتر از گوینده‌ خبر گوش بدهچ...

در مدرسه اشتباه یادمان دادند ...[ تو ] فقط یک کلمه با دو حرف...

چشم هایت را از من ندزد نگاه کن مرا ...میخواهم با برق چشمانتز...

پیرمردی روی نیمکت پارک نشسته بود.کبوترها دورش چرخ می‌زدند و ...

دوست دارم تا خودم را با تو نقاشی کنمحوض چشمان تو را هم آئینه...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط