حسرت به دلم ماند

حسرت به دلم ماند

که روی تو ببینم،

یک لحظه کنارت بنشینم،

ای تو همه خوبی همه پاکی و صداقت

حسرت به دلِ دیدن تو خانه نشینم...

من بغض پر از داغ همان ابر بهارم

کز غصه تو شهر به شهر اشک ببارم

ای هستی من جمع در آن چشمِ سیاهت

بغضت شده علت که ببارم که ببارم...

ای روی چو ماه تو همان مُشکِ معنبر

ای خنده تو قند، نفسهات معطر

ای حادثه ی عشق از آن روز که رفتی

من مانده ام و خاطره ات سرو صنوبر...

حسرت به دلم ماند که روی تو ببینم

یک لحظه فقط،

من به کنارت بنشینم...
دیدگاه ها (۵)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

رفته بودیم کوه ، روی دامنه های کوه یه دسته گل خیلی خیلی قشنگ...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_6فصل...

بعضی عشق‌ها شبیه لحظه‌ای کوتاه‌اند؛ می‌آیند، قلب را به تپش م...

تک پارتی از سونوروی مبل دراز کشیده بودی و با گوشی‌ات بازی می...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

باران آرامـ می‌بارید، مثل آن روزی که رفتی. تمامـ شهر غرق در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط