{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش همسرم بودی

کاش همسرم بودی
و در آشپزخانه ی کوچکمان
غذا کمی میسوخت.
شیر سر میرفت.
یک بشقاب چینی میشکست.
و تو...
مثل مردهای قدیم
داد میزدی
"حواست کجاست زن؟"
و من...
آرام میگفتم
به شما "آقا"...
خاص
دیدگاه ها (۱)

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۹

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۹ | «آشپزخانه دوباره به ج...

آخرین بحث پارت ۹

.....پارت هجدهم.....

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۳: روز دوم در آشپزخانهچند دقیقه بعد…سوآ و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط