(Just a game?)
(Just a game?)
Part27
روز اول کلاسم بود لباسم پوشیدم موهامو مرتب کردم و وسایلم برداشتم با دخترا رفتیم سمت دانشگاه
لیزا:مایا شماره ی کلاستو میدونی؟
+نه باید برم بپرسم
از دخترا خداحافظی کردم به سمت اتاقی که گفتن برم رفتم در زدم رفتم داخل با یه مرد مسن مواجه شدم
+سلام
سلام دخترم فکر کنم تو دانشجوی جدید باشی درسته؟
+بله
خب چه کاری داشتی؟
+شماره ی کلاسمو نمیدونم
برو کلاس...
+ممنونم
از اتاق اومدم بیرون دنبال کلاسم گشتم که بلاخره پیداش کردم در زدم وارد شدم استادمون اومده بود
+سلام
اوه سلام دانشجوی جدید هستی؟
+بله
خودتو به بچه ها معرفی کن
رومو به طرف بچه هایی که به من زل زده بودن بردم
+ام خب سلام کیم مایا هستم
ممنونم برو پیش سوهو بشین
به یه پسری اشاره کرده بود که اصلا به کلاس اهمیتی نداده بود سرش گزاشته بود روی میز خواب بود رفتم نشستم
دخترا رو تو این کلاس ندیدم فکر کنم کلاسم با اونا نیست
دیگه آخرای تایم کلاس بود ولی این پسره سوهو هنوز خواب بود چقدر میخوابه
بلاخره تموم شد وسایلم جمع کردم که برم که چشمم خورد به سوهو کلاس تموم شده همه رفتن و اون هنوز بیدار نشده بیدارش کنم؟
بیخیال فکرام شدم یکم تکونش دادم صداش زدم ولی حتی یه ذره هم تکون نخورد خدایا این خرسه؟ یکم صدامو بلندتر کردم صداش زدم که یه ذره تکون خورد دیگه داشتم عصبانی میشدم ایندفعه بلندتر صداش زدم که از جاش پرید با شک به اطراف نگاه میکرد که چشمش خورد به من با قیافه عصبانی بهم نگاه میکرد یکم ترسیدم لبخند ضایعی زدم
+اوه خب سلام چیزه من دانشجوی جدیدم همینطور کنارت میشینم آره
سوهو: چرا بیدارم کردی؟
+خب کلاس تموم شده همه رفتن توهم خواب بودی واسه همین بیدارت کردم
سوهو:بلد نیستی با ملایمت آدم بیدار کنی
خدایا این چقدر پرو دیگه تحمل نکردم با لحن عصبانی جوابش دادم
+خیلی صدات زدم ولی خوابت مثل خرسه
شکه نگام کرد بهش اهمیتی ندادم از کلاس رفتم بیرون
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
Part27
روز اول کلاسم بود لباسم پوشیدم موهامو مرتب کردم و وسایلم برداشتم با دخترا رفتیم سمت دانشگاه
لیزا:مایا شماره ی کلاستو میدونی؟
+نه باید برم بپرسم
از دخترا خداحافظی کردم به سمت اتاقی که گفتن برم رفتم در زدم رفتم داخل با یه مرد مسن مواجه شدم
+سلام
سلام دخترم فکر کنم تو دانشجوی جدید باشی درسته؟
+بله
خب چه کاری داشتی؟
+شماره ی کلاسمو نمیدونم
برو کلاس...
+ممنونم
از اتاق اومدم بیرون دنبال کلاسم گشتم که بلاخره پیداش کردم در زدم وارد شدم استادمون اومده بود
+سلام
اوه سلام دانشجوی جدید هستی؟
+بله
خودتو به بچه ها معرفی کن
رومو به طرف بچه هایی که به من زل زده بودن بردم
+ام خب سلام کیم مایا هستم
ممنونم برو پیش سوهو بشین
به یه پسری اشاره کرده بود که اصلا به کلاس اهمیتی نداده بود سرش گزاشته بود روی میز خواب بود رفتم نشستم
دخترا رو تو این کلاس ندیدم فکر کنم کلاسم با اونا نیست
دیگه آخرای تایم کلاس بود ولی این پسره سوهو هنوز خواب بود چقدر میخوابه
بلاخره تموم شد وسایلم جمع کردم که برم که چشمم خورد به سوهو کلاس تموم شده همه رفتن و اون هنوز بیدار نشده بیدارش کنم؟
بیخیال فکرام شدم یکم تکونش دادم صداش زدم ولی حتی یه ذره هم تکون نخورد خدایا این خرسه؟ یکم صدامو بلندتر کردم صداش زدم که یه ذره تکون خورد دیگه داشتم عصبانی میشدم ایندفعه بلندتر صداش زدم که از جاش پرید با شک به اطراف نگاه میکرد که چشمش خورد به من با قیافه عصبانی بهم نگاه میکرد یکم ترسیدم لبخند ضایعی زدم
+اوه خب سلام چیزه من دانشجوی جدیدم همینطور کنارت میشینم آره
سوهو: چرا بیدارم کردی؟
+خب کلاس تموم شده همه رفتن توهم خواب بودی واسه همین بیدارت کردم
سوهو:بلد نیستی با ملایمت آدم بیدار کنی
خدایا این چقدر پرو دیگه تحمل نکردم با لحن عصبانی جوابش دادم
+خیلی صدات زدم ولی خوابت مثل خرسه
شکه نگام کرد بهش اهمیتی ندادم از کلاس رفتم بیرون
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
- ۱۵۴
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط