{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part29

بچه ها گفتن بریم اتاق وحشت همگی باهم بودیم که یه ثانیه نگذشته بود گمشون کردم ترسیده بودم دنبال بچه ها میگشتم که دستی روی شونم حس کردم
چشمام بستم با ترس برگشتم سیلی نثار صورتش کردم که صدای اخش در اومد چشمام باز کردم که با سوهویی مواجه شدم که دستش روی صورتش بود و به من نگاه میکرد

+وای من متاسفم نمی‌خواستم بزنمت

سوهو:مشکلت چیه تو

+من مشکلی با تو ندارم تویی که منو اذیت میکنی منو ترسوندی

سوهو دیگه چیزی نگفت رفت فکر کنم ناراحت شد بیچاره هنوز دستش رو صورتش بود واسه اینکه تنها نمونم پشت سرش رفتم

سوهو:چرا دنبال من میای

+نمی‌خوام تنها بمونم

سوهو:بچه پرو

یکم گذشت بلاخره بچه هارو پیدا کردیم همه رفتیم بیرون بچه ها هنوز انرژی داشتن می‌گفتن بریم ترن هوایی
واقعا از وقتایی که خوشحالم ولی یه چیزی باعث میشه به جونگکوک فکر کنم متنفرم

سعی کردم فکرامو کنار بزنم دیگه بهش فکر نکنم همه رفتیم سمت ترن هوایی و از شانسم پیش سوهو نشستم

فکر کنم پرده گوشم پاره شد انقدر که بچه ها جیغ میزدن و تنها کسایی که نترسیده بودن من و سوهو بودیم بلاخره تموم شد

خسته شده بودیم می‌خواستیم برگردیم
قبل از رفتن سمت سوهو رفتم

+سوهو

منتظر به من نگاه کردم

+متاسفم بابت صورتت

سوهو:عجب تو معذرت خواهی هم بلدی

+پرو نشو

خنده ای کرد و دستی برام تکون داد
منم براش دستی تکون دادم سمت دخترا رفتم و رفتیم خوابگاه




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱۳)

(Just a game?)Part28رسیدم خوابگاه در اتاق باز کردم +سلام لیا...

(Just a game?)Part27روز اول کلاسم بود لباسم پوشیدم موهامو مر...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁹تو پاساژ چند تا مغازه دیدیم اما من از لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط